محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1499
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 260 ، س 4 به بعد : نام كسانى كه از سوى پيامبر ( ص ) به كشتن محكوم شدند در همهء منابع هماهنگى ندارد . در مغازى و در طبقات ابن سعد ، از « هبّار بن الاسود » ياد شده به جاى صفوان بن اميّه ، ضبط نام عبد الله بن خطل ، در مغازى و طبقات الكبير « عبد الله بن هلال بن خطل الادرمى » آمده . و در ترجمهء تاريخ يعقوبى : عبد الله بن عبد العزّى بن خطل . نام آن زن كه نامهء حاطب بن ابى بلتعه را به قريش مىبرد در سيرة النبى ، ساره آمده است ، و نيز در طبقات الكبير ، و در مغازى آن زن كنود نام دارد . ( ر . ك : طبقات الكبير ، ج 2 ، ق 1 ، ص 98 ، سيرة النبى ، ج 4 ، صص 16 و 30 ، مغازى ، ج 2 ، صص 825 و 798 ، ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 419 . ) « هبّار بن اسود بن مطَّلب بن اسد بن عبد العزّى » به هنگام هجرت زينب دختر رسول خدا به تعقيب وى پرداخت و نيزه اى به كجاوهء زينب فرو برد ، چنان كه زينب از ترس بچه اى كه در شكم داشت سقط كرد . وى بعدها اسلام آورد و مورد بخشش قرار گرفت . ( تاريخ پيامبر اسلام ، چاپ سوم ، ص 564 ) ص 263 : حديث بخشوده شدگان پيامبر صلعم ، در مغازى واقدى به تفصيل آمده است كه از آن ميان داستان عكرمه ، صفوان بن اميّه ، عبد الله بن سعد بن ابى سرح ، كه همشيرهء عثمان عفّان بود ، هبّار بن اسود ، فرتنا - يا قرينا - كنيزك عبد الله خطل - آن كنيزك ديگر : قريبه ، ارنبه هم خوانده شده ، است . ( مغازى ، ج 2 ، صص 60 - 851 ترجمه ، ج 2 ، صص 60 - 650 ) توجيه بخشودن رسول ( ص ) كافران را در مغازى چنين آمده ( ج 2 ، ص 861 ترجمه ، ج 2 ، ص 660 ) : « عبد الله بن يزيد هذلى . . . نقل كرد كه چون افرادى كه پيامبر ( ص ) به قتل ايشان فرمان داده بود كشته شدند ، فرياد نوحه و زارى در مكّه شنيده شد . ابو سفيان بن حرب پيش پيغامبر ( ص ) آمد و گفت : پدر و مادرم فداى تو گردند . بقيهء خويشاوندان خويش را باقى بدار . پيامبر ( ص ) فرمود : پس از اين هرگز كسى از قريش در حالى كه كافر باشد ، كشته نخواهد شد . » ص 263 ، س 10 : كشندهء عبد الله بن خطل در متن ما « ابو البرزه » است . اما در سيرة النبى آمده است ( ج 4 ، ص 30 ) : « و امّا عبد الله بن خطل فقتله سعيد بن حريث المخزومى و ابو برزة الاسلمى » .